۹۹ درصد متخصصان پلتفرمی خواهان بیمهاند؛ اما نیمی از آنها بیمه ندارند
اقتصاد پلتفرمی فقط شیوه پیدا کردن مشتری را تغییر نداده، بلکه الگوی کار کردن و رابطه میان نیروی کار و کارفرما را نیز دگرگون کرده است. بخشی از نیروی کار امروز دیگر کارفرمای ثابت، واحد منابع انسانی یا قراردادی مشخص برای تعیین تکلیف بیمه ندارد. متخصصی که از طریق یک پلتفرم پروژه دریافت میکند، ممکن است هر روز برای مشتری متفاوتی کار کند و درآمد خود را از مجموعهای از سفارشهای مستقل به دست آورد. با این حال، بسیاری از سازوکارهای سنتی حمایت از نیروی کار همچنان بر پایه رابطه کلاسیک میان «کارفرما» و «کارمند» طراحی شدهاند.
بیمه یکی از مهمترین نقاط این شکاف است. متخصص مستقل باید شخصاً درباره بیمه تصمیم بگیرد، مسیر ثبتنام را پیدا کند، حق بیمه بپردازد و در ادامه نیز پوشش خود را حفظ کند؛ فرآیندی که برای فردی با درآمد پروژهای و پراکنده میتواند بهمراتب دشوارتر از یک نیروی استخدامشده باشد.
این چالش البته به یک پلتفرم یا گروه شغلی خاص محدود نمیشود. هرچه اقتصاد پلتفرمی و اشتغال مستقل گسترش پیدا میکند، یک پرسش جدیتر از گذشته مطرح میشود: مسئول تسهیل دسترسی نیروی کار مستقل به حمایتهای اجتماعی چه کسی است؟
متخصصان بیمه میخواهند، اما بسیاری تحت پوشش نیستند
نظرسنجی سنجاق از حدود هزار متخصص فعال در بازار خدمات، تصویر قابل توجهی از وضعیت بیمه این گروه ارائه میدهد. بر اساس نتایج این نظرسنجی، ۸۳.۴ درصد پاسخدهندگان در گذشته سابقه بیمه تأمین اجتماعی داشتهاند، اما در زمان انجام نظرسنجی ۵۴.۲ درصد آنها فاقد بیمه بودهاند.
این آمار نشان میدهد بخش قابل توجهی از متخصصان مستقل با مفهوم بیمه یا سازوکار آن بیگانه نیستند. بسیاری از آنها در مقطعی وارد سیستم بیمه شدهاند، اما در ادامه مسیر، پوشش بیمهای خود را از دست دادهاند.
در میان ۶۳۳ نفری که سابقه بیمه داشتهاند نیز تنها ۳۴۸ نفر، معادل ۵۴.۹ درصد، اعلام کردهاند که در زمان انجام نظرسنجی همچنان حق بیمه پرداخت میکنند.
بنابراین، چالش متخصصان مستقل صرفاً به «ورود به سیستم بیمه» محدود نمیشود؛ تداوم پوشش بیمهای نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
هزینه بیمه مهم است، اما تمام ماجرا نیست
از میان ۴۱۱ متخصصی که در زمان نظرسنجی بیمه نداشتهاند، ۶۴.۲ درصد هزینه را مهمترین دلیل نداشتن بیمه عنوان کردهاند. با این حال، دومین پاسخ پرتکرار، وجه دیگری از مسئله را نشان میدهد؛ ۲۳ درصد اعلام کردهاند که در گذشته بیمه داشتهاند، اما پوشش بیمهای آنها قطع شده است.
حدود ۱۰ درصد نیز گفتهاند که از شرایط و مسیر ثبتنام بیمه اطلاع کافی ندارند.
در نتیجه، اگرچه هزینه مهمترین مانع پیش روی متخصصان است، اما نمیتوان نبود پوشش بیمهای را صرفاً به مسئله مالی نسبت داد. بخشی از این افراد با یک چالش متفاوت مواجهاند: چگونه باید وارد فرآیندی شوند که برخلاف نیروی استخدامشده، کارفرمای مشخصی برای انجام یا تسهیل آن ندارند؟
وقتی تقریباً همه متخصصان فاقد بیمه، خواهان بیمه هستند
شاید یکی از مهمترین یافتههای نظرسنجی سنجاق، پاسخ متخصصان فاقد بیمه به این سؤال باشد که آیا تمایل دارند تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار بگیرند یا خیر.
از میان این افراد، ۳۵۰ نفر گفتهاند «حتماً» مایل به بیمه شدن هستند و ۵۵ نفر نیز اعلام کردهاند که «احتمالاً» بیمه خواهند شد. به این ترتیب، ۹۹.۸ درصد از پاسخدهندگان فاقد بیمه، تمایل قطعی یا احتمالی خود را برای برخورداری از بیمه اعلام کردهاند.
این عدد در کنار سهم ۵۴.۲ درصدی متخصصان فاقد بیمه، یک شکاف مشخص را نشان میدهد: تقاضا برای بیمه وجود دارد، اما این تقاضا الزاماً به اقدام عملی منجر نمیشود.
حتی زمانی که هزینه ماهانه حدود ۵ میلیون تومان بهعنوان یک فرض در نظر گرفته شده، ۵۹.۶ درصد متخصصان اعلام کردهاند که احتمال ثبتنام آنها زیاد یا بسیار زیاد است.
البته این پاسخ به معنای آن نیست که ۶۰ درصد متخصصان الزاماً توانایی پرداخت چنین مبلغی را دارند. با این حال، دادهها نشان میدهند که هزینه، با وجود اهمیت بالا، بهتنهایی نمیتواند توضیح کاملی برای نبود پوشش بیمهای باشد.
سادگی فرآیند میتواند یک عامل تعیینکننده باشد
بخش دیگری از نظرسنجی به مسئله فرآیند ثبتنام و پیگیری بیمه اختصاص داشته است. از متخصصان پرسیده شده که اگر فرآیند ثبتنام و پیگیری بیمه سادهتر شود، آیا از چنین امکانی استفاده خواهند کرد یا خیر.
نتایج نشان میدهد ۹۵.۶ درصد پاسخدهندگان پاسخ مثبت دادهاند و ۴.۱ درصد نیز گفتهاند که احتمالاً از چنین امکانی استفاده خواهند کرد.
این آمار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد در کنار توانایی پرداخت حق بیمه، سادگی، دسترسی و سهولت فرآیند نیز میتواند نقش مهمی در تصمیم متخصصان برای بیمه شدن داشته باشد.
برای یک نیروی استخدامشده، بخشی از این فرآیند در ساختار سازمان و از طریق کارفرما انجام میشود. اما برای متخصص مستقلی که از پروژهای به پروژه دیگر میرود و درآمد خود را از مشتریان مختلف به دست میآورد، چنین زیرساختی وجود ندارد و بسیاری از مراحل مستقیماً بر عهده خود فرد قرار میگیرد.
پلتفرمها با چالش جدیدی در اقتصاد کار مواجهاند
این موضوع برای پلتفرمهای خدماتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. پلتفرمها از یک سو به متخصصان اجازه میدهند بدون داشتن کارفرمای ثابت، مشتری پیدا کنند و کسبوکار مستقل خود را توسعه دهند؛ اما از سوی دیگر، همین استقلال باعث میشود بخشی از مسئولیتهایی که در الگوی سنتی اشتغال توسط کارفرما مدیریت میشد، مستقیماً بر عهده فرد قرار گیرد.
به همین دلیل، یکی از پرسشهای مهم درباره آینده اقتصاد پلتفرمی تنها این نیست که پلتفرم چگونه میتواند مشتری بیشتری برای متخصص ایجاد کند. سؤال مهمتر این است که وقتی شکل رابطه کاری تغییر میکند، دسترسی نیروی کار به حمایتهای اجتماعی نیز چگونه باید متناسب با این تغییر بازطراحی شود؟
سنجاق اکنون در حال بررسی این موضوع است که چگونه میتواند فرآیند بیمه تأمین اجتماعی را برای متخصصان خود تسهیل کند. این بررسی پس از ارزیابی وضعیت بیمه متخصصان و انجام نظرسنجی مذکور شکل گرفته است؛ به این معنا که پیش از طراحی راهکار، تلاش شده ابتدا مسئله از نگاه خود متخصصان شناسایی و درک شود.
فاصله میان «خواستن» و «توانستن»
دادههای این نظرسنجی را نمیتوان نماینده کل متخصصان یا همه نیروی کار مستقل کشور دانست و نتایج باید در چارچوب جامعه آماری پاسخدهندگان سنجاق تفسیر شود. با این حال، الگویی که از این دادهها به دست میآید، قابل توجه است.
۵۴.۲ درصد متخصصان شرکتکننده در نظرسنجی بیمه ندارند. در همین حال، ۶۴.۲ درصد هزینه را مهمترین مانع میدانند، اما با فرض حق بیمه ماهانه ۵ میلیون تومان، ۹۹.۸ درصد آنها تمایل قطعی یا احتمالی خود را برای بیمه شدن اعلام کردهاند. از سوی دیگر، ۹۵.۶ درصد گفتهاند در صورت سادهتر شدن فرآیند ثبتنام و پیگیری، از چنین امکانی استفاده خواهند کرد.
این اعداد بیش از آنکه از نبود تقاضا برای بیمه حکایت کنند، نشاندهنده شکاف میان خواستن و توانستن هستند؛ شکافی که با گسترش اقتصاد پلتفرمی و افزایش سهم کار مستقل، احتمالاً بیش از گذشته به راهکارهایی متناسب با شکل جدید اشتغال نیاز خواهد داشت.