نسل جدید هوش مصنوعی؛ از دسترسی گسترده تا جهش در توانمندی
سپیده میرکریمی، بازرس دوم انجمن کسبوکارهای اینترنتی تهران و مدیرعامل «پزشکت»، در یادداشتی برای اکوموتیو به بررسی اهمیت سواد هوش مصنوعی، ایمنی کودکان در فضای دیجیتال و نقش خانواده، نظام آموزشی و سیاستگذاران در مواجهه نسل جدید با فناوری پرداخته است.
گسترش فضای مجازی و فراگیرشدن ابزارهای هوش مصنوعی، فناوری را به بخش جداییناپذیری از زندگی نسل جدید تبدیل کرده است. کودکان و نوجوانان امروز دیگر صرفاً مصرفکنندگان اینترنت نیستند؛ آنها از سنین پایین با موتورهای جستوجو، شبکههای اجتماعی، تولید محتوا و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی سروکار دارند.
در چنین شرایطی، در کنار دسترسی مناسب، ایمن و عادلانه به اینترنت و زیرساختهای دیجیتال، مسئله دیگری نیز اهمیت پیدا میکند: نسل آینده با چه میزان دانش، مهارت و قدرت تشخیص وارد جهان دیجیتال خواهد شد؟
هوش مصنوعی میتواند فرصتهای گستردهای برای یادگیری، خلاقیت و دسترسی به اطلاعات فراهم کند، اما استفاده ناآگاهانه از این فناوری نیز میتواند کودکان و نوجوانان را با چالشهایی مانند دریافت اطلاعات نادرست، نقض حریم خصوصی، وابستگی بیش از حد به پاسخهای ماشینی و دشواری در تشخیص محتوای واقعی از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی مواجه کند.
از این منظر، آینده کودکان در فضای دیجیتال را میتوان بر پایه دو مؤلفه مکمل «دسترسی» و «توانمندی» بررسی کرد. سواد دیجیتال دیگر صرفاً به معنای توانایی استفاده از اینترنت و ابزارهای دیجیتال نیست.
سواد دیجیتال در عصر هوش مصنوعی چه معنایی دارد؟
تا چند سال پیش، سواد دیجیتال عمدتاً به توانایی استفاده از ابزارهای دیجیتال، جستوجوی اطلاعات و حضور آگاهانه در فضای آنلاین محدود میشد. اما ظهور هوش مصنوعی دامنه این مفهوم را گستردهتر کرده است.
نسل امروز باید علاوه بر توانایی کار با فناوری، بتواند خروجی ابزارهای هوش مصنوعی را زیر سؤال ببرد، صحت اطلاعات را ارزیابی کند، بداند چه دادههایی را نباید در اختیار یک ابزار قرار دهد و میان «پاسخ تولیدشده توسط ماشین» و «دانش معتبر» تمایز قائل شود.
به همین دلیل، در چارچوبهای جدید بینالمللی، آموزش هوش مصنوعی نیز صرفاً به نحوه استفاده از ابزارها محدود نمیشود. یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای دانشآموزان، در کنار دانش فنی بر مؤلفههایی مانند قضاوت انتقادی، اخلاق، رویکرد انسانمحور و حرکت دانشآموز از مرحله «فهم» به «کاربرد» و در نهایت «خلق» تأکید کرده است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا توانایی واردکردن یک سؤال در یک ابزار هوش مصنوعی، بهتنهایی به معنای برخورداری از سواد هوش مصنوعی نیست.
حفاظت و فرصت؛ دو روی یک مسئله
در بحث استفاده کودکان از فناوری معمولاً دو دغدغه اصلی مطرح میشود: حفاظت از آنها در برابر خطرات و فراهمکردن امکان بهرهبرداری از فرصتهای فناوری. این دو موضوع الزاماً در تضاد با یکدیگر نیستند.
راهنمای سال ۲۰۲۵ یونیسف درباره هوش مصنوعی و کودکان نیز مجموعهای از این ملاحظات را همزمان مورد توجه قرار میدهد؛ از ایمنی، حفاظت از دادهها و حریم خصوصی، شفافیت و مقابله با تبعیض گرفته تا فراگیری، توسعه مهارتهای کودکان و ایجاد محیطی که آنها بتوانند از ظرفیتهای هوش مصنوعی استفاده کنند.
بر این اساس، مواجهه با فناوری را نمیتوان صرفاً به دوگانه «اجازه استفاده» یا «محدودیت استفاده» تقلیل داد. طراحی محیط مناسب، آموزش کاربران و تقسیم مسئولیت میان بازیگران مختلف نیز بخش مهمی از این مسئله است.
مسئولیت حفاظت از کودکان فقط بر عهده خانواده نیست
خانواده بدون تردید یکی از مهمترین بازیگران در شکلگیری رابطه کودکان با فناوری است؛ اما سرعت و گستردگی تحولات دیجیتال باعث شده نتوان تمام مسئولیت را بر دوش خانواده گذاشت.
نظام آموزشی، سیاستگذاران و نهادهای تنظیمگر، پلتفرمها و کسبوکارهای دیجیتال، دانشگاهها، رسانهها و نهادهای مدنی و صنفی، هرکدام بخشی از مسئولیت ایجاد یک زیستبوم دیجیتال مناسب برای کودکان را بر عهده دارند.
برای مثال، مدرسه میتواند مهارت ارزیابی اطلاعات و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی را به دانشآموزان آموزش دهد. پلتفرمها نیز میتوانند هنگام طراحی محصولات و خدمات مورد استفاده کودکان، موضوعاتی مانند امنیت و حریم خصوصی را از ابتدا در نظر بگیرند.
از سوی دیگر، سیاستگذاری و تنظیمگری نیز باید در کنار حفاظت از کودکان، آثار تصمیمات خود بر دسترسی، نوآوری و فرصتهای آموزشی را مورد توجه قرار دهد.
نهادهای صنفی نیز میتوانند نقش واسط میان تجربه عملی کسبوکارها، دغدغه کاربران و فرایند سیاستگذاری را ایفا کنند و چالشهای اجرایی را به گفتوگوهای مربوط به آینده فضای دیجیتال منتقل کنند.
شکاف توانمندی دیجیتال؛ چالش جدید عدالت دیجیتال
در سالهای گذشته بخش مهمی از بحث عدالت دیجیتال حول دسترسی به اینترنت و ابزارهای دیجیتال شکل گرفته است؛ موضوعی که همچنان اهمیت دارد. بااینحال، گسترش هوش مصنوعی یک لایه مهم دیگر را نیز به این مسئله اضافه کرده است: «شکاف توانمندی دیجیتال».
ممکن است دو کودک به اینترنت و حتی یک ابزار مشابه هوش مصنوعی دسترسی داشته باشند، اما یکی به دلیل آموزش بهتر، آشنایی بیشتر خانواده یا مدرسه با فناوری و برخورداری از مهارتهای لازم بتواند از این ابزار برای یادگیری زبان، برنامهنویسی یا حل مسئله استفاده کند؛ درحالیکه دیگری صرفاً به مصرفکننده پاسخهای آماده تبدیل شود.
بنابراین دسترسی برابر الزاماً به معنای برخورداری از فرصتهای برابر نیست.
این مسئله در حوزههای حساسی مانند آموزش، سلامت و خدمات اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا خطای اطلاعاتی، نحوه استفاده از دادهها و تشخیص مرز میان یک توصیه عمومی و نظر تخصصی میتواند پیامدهای جدیتری داشته باشد.
نسل هوش مصنوعی برای آینده آماده است؟
نسلی که امروز در حال رشد است، احتمالاً در بزرگسالی وارد جهانی خواهد شد که بسیاری از مشاغل، خدمات و شیوههای یادگیری آن تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفتهاند.
از این رو، یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی سیاستها و برنامههای مرتبط با کودکان و فضای دیجیتال میتواند میزان توجه همزمان آنها به سه مؤلفه «دسترسی، حفاظت و توانمندسازی» باشد.
زیرساخت، امکان ورود به جهان دیجیتال را فراهم میکند؛ حفاظت میتواند مخاطرات این حضور را کاهش دهد و آموزش و توانمندسازی تعیین میکند نسل آینده تا چه اندازه بتواند از فناوری بهعنوان ابزاری برای یادگیری، خلاقیت و حل مسئله استفاده کند.
در نهایت، مسئله درباره نسل هوش مصنوعی فقط این نیست که کودکان امروز تا چه اندازه با فناوری در ارتباط هستند؛ پرسش مهمتر این است که آیا آنها برای مواجهه آگاهانه، ایمن و خلاقانه با جهانی که هوش مصنوعی در آن حضوری دائمی خواهد داشت، آماده میشوند؟