چگونه میتوان معیارهایی برای سنجش میزان تاثیرگذاری محتوا تعریف نمود
در رسانههای اینترنتی، معمولاً تعداد بازدید وبسایت و مدت زمانی که کاربران در آن سپری میکنند، به عنوان شاخصهای اندازهگیری میزان تاثیرگذاری محتوا در نظر گرفته میشوند. با این حال، در واقعیت، درک هدف از تولید محتوا و معنای دقیق “تاثیرگذاری” از دیدگاه صاحبان رسانه، به مراتب مهمتر از این آمار به ظاهر گویا است. طرح پرسشهایی اساسی در ابتدای کار میتواند بسیار راهگشا باشد:
اصولاً هدف ما از تولید این محتوا چیست؟
برای دستیابی به این هدف، چه استراتژی مناسبی را باید اتخاذ کنیم؟
در راستای هدف و استراتژی تعیین شده، دقیقاً چه عواملی را باید مورد سنجش قرار دهیم؟
پس از پاسخگویی به پرسشهای فوق و سوالات مشابهی که در نهایت، ماهیت و اهداف رسانه را به طور واضح مشخص میکنند، میتوان شاخصهای مشخصی را برای ارزیابی میزان موفقیت در مسیرهای ترسیم شده تعیین نمود. در این مرحله است که شاخصهایی نظیر مدت زمان حضور کاربر در سایت، میزان تعامل او با محتوا و میزان جذب مخاطب، اهمیت پیدا کرده و از صرفاً نمایش صفحات فراتر میروند. البته، همواره تعداد افرادی که یک محتوا را مطالعه میکنند یا به آن گوش میدهند، به عنوان یک نکته حائز اهمیت تلقی میشود.
آیا تعداد کلمات یک مقاله یا مدت زمان یک ویدیو، شاخص اندازهگیری مناسبی برای تاثیرگذاری محتوا به شمار میروند؟
محدود کردن محتوا به تعداد مشخصی از کلمات یا زمان معینی برای ویدیو یا فایل صوتی، رویکرد صحیحی نیست. در عمل، نمیتوان به طور قطعی اظهار داشت که محتوای کوتاه همواره خوب و محتوای طولانی همواره بد است. بلکه، باید به ظرفیت موضوع و حجم محتوای قابل ارائه و اشتراکگذاری توجه نمود. توصیه رایج این است که بنویسید، اما از زیادهگویی پرهیز کنید. شاخص اصلی در اینجا، تعداد کلمات نیست، بلکه کیفیت و محتوای آنهاست. آیا میتوان بخشی از متن را بدون آسیب رساندن به محتوای نهایی و هدف اصلی نوشته حذف کرد؟ اگر پاسخ مثبت است، از طولانی کردن بیدلیل متن خودداری کنید، زیرا متنهای طولانی معمولاً خستهکننده هستند. همچنین، در نظر گرفتن نکات زیر نیز میتواند مفید باشد:
برای مطالعه ۴۰۰۰ کلمه، تقریباً به ۱۰ دقیقه زمان نیاز است. آیا مخاطب شما حوصله صرف این زمان برای مطالعه یک مقاله با این حجم را دارد؟
استفاده از تصاویر مناسب در متن میتواند توجه خواننده را جلب کند. اما باید از استفاده بیرویه از تصاویر اجتناب کرد. یک مقاله تحلیلی، آلبوم عکس نیست! استفاده از تصاویر نیز باید تابع قاعده حذف و عدم آسیب به متن باشد. به عبارت دیگر، تمام تصاویر را حذف کنید مگر آنکه هدف شما انتقال اطلاعات از طریق تصاویر یا ایجاد یک نقطه استراحت بصری در میان متن برای خواننده باشد. در این میان، استفاده از فیلمهای کوتاه مرتبط با موضوع نیز میتواند در کاهش خستگی ناشی از مطالعه یک متن طولانی یا انتقال مفاهیمی که نیازمند دهها تصویر هستند، موثر واقع شود.
نقل قولها باید به گونهای انتخاب شوند که خواننده با مطالعه آنها، از کلیات موضوع مورد اشاره آگاه گردد. از نقل قولهای گزینشی و ناقص پرهیز کنید. به عنوان مثال، استخراج عبارت «تمام عکسها را حذف کنید» از بند قبل، بدون ذکر متن قبل و بعد آن، کاملاً غیراخلاقی است و مفهوم اصلی مورد بحث را به طور کامل تحریف میکند.
نیازی به اختراع مجدد نیست! تقریباً در هر موضوعی میتوان محتوای با کیفیت در نقاط مختلف وب پیدا کرد. چیزی که شما را از دیگران متمایز میکند، نحوه بیان جذاب و استفاده از تیترهای خاص و به جا است.
در هنگام نوشتن، محتوایی تولید کنید که خواننده را به اشتراک گذاشتن آن ترغیب نماید. به گونهای بنویسید که خواننده احساس کند دیگران نیز باید از این اطلاعات آگاه شوند.
گاهی اوقات، جذب یک فرد تاثیرگذار، از جذب هزاران مخاطب عادی موثرتر است. به عنوان مثال، فردی را در نظر بگیرید که دهها هزار نفر او را به عنوان الگو میپذیرند. به این گونه افراد توجه ویژه داشته باشید.
قبل از انتشار هر محتوا، سعی کنید فهرستی از افرادی که ممکن است به این محتوا نیاز داشته باشند، تهیه کنید.
توجه داشته باشید که اغلب گزارشهای مربوط به فناوری، بسیار کوتاه هستند. این امر ممکن است به یکی از دلایل زیر باشد:
هدف ارائه مشاوره دقیق و مفصل نیست.
مخاطب ممکن است تصور کند که مطالعه یا گوش دادن به یک محتوای طولانی برایش دشوار است، اما یک محتوای کوتاه را بپذیرد.
در نهایت، مقاله را همانطور که هست منتشر کنید. هر آنچه که قرار است در مقاله گفته شود را به طور کامل ذکر نمایید! به عنوان مثال، اگر هدف شما یافتن نیروی کار مناسب برای استخدام است، دقیقاً مشخص کنید که به دنبال چه نوع فردی هستید. اگر مقالهتان در مورد یک محصول است، به طور شفاف توضیح دهید که این محصول در پاسخ به چه مشکلی ایجاد شده و چگونه میتواند راه حلی برای آن مشکل ارائه دهد.