چرا ۹۵ درصد پروژههای هوش مصنوعی در شرکتها شکست میخورند
یک گزارش تکاندهنده از دانشگاه امآیتی نشان میدهد که با وجود تبوتاب استفاده از هوش مصنوعی مولد، تنها ۵ درصد از پروژههای شرکتها موفق به رشد و سودآوری شدهاند و اکثریت قاطع آنها با شکست مواجه شدهاند.
این تحقیق گسترده که بر پایه مصاحبه با مدیران و بررسی بیش از ۳۰۰ پروژه انجام شده، دلایل اصلی این شکستها را آشکار میکند.
دلایل اصلی شکست پروژههای هوش مصنوعی
ناهمخوانی با ساختار داخلی: مشکل اصلی خود فناوری نیست، بلکه ناتوانی شرکتها در ادغام ابزارهای هوش مصنوعی با فرآیندهای کاری روزمره است. ابزارهایی مانند ChatGPT برای استفاده فردی عالی هستند، اما در محیطهای سازمانی که نیاز به هماهنگی و تغییر در جریان کار دارند، ناکام میمانند.
تخصیص اشتباه بودجه: بیش از نیمی از بودجه هوش مصنوعی شرکتها صرف بخشهای بازاریابی و فروش میشود. این در حالی است که گزارش امآیتی نشان میدهد بیشترین بازدهی اقتصادی در استفاده از هوش مصنوعی برای اتوماسیون کارهای اداری و کاهش برونسپاریها به دست میآید.
ساختن یا خریدن؟ شرکتها در تصمیمگیری بین خرید ابزارهای آماده و ساخت پلتفرمهای داخلی، اغلب دچار اشتباه میشوند. گزارش نشان میدهد که خرید ابزارهای تخصصی در ۶۷ درصد موارد موفق بوده، در حالی که توسعه داخلی تنها در یکسوم پروژهها به نتیجه رسیده است. این موضوع به ویژه در صنایع حساس مانند خدمات مالی بسیار جدیتر است.
پیامدهای هوش مصنوعی بر نیروی کار
این گزارش به تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار نیز اشاره دارد. به جای اخراج گسترده کارکنان، شرکتها ترجیح میدهند موقعیتهای شغلی خالی را پر نکنند. بیشترین تغییرات در مشاغلی مانند پشتیبانی مشتری و کارهای اداری رخ میدهد که پیش از این نیز اغلب به صورت برونسپاری انجام میشدند.
نگاه به آینده
پژوهش امآیتی همچنین از پدیده “هوش مصنوعی سایه” (استفاده پنهانی کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی) و دشواری سنجش بهرهوری آنها صحبت میکند. در نهایت، این گزارش پیشبینی میکند که آینده در اختیار هوش مصنوعی عاملی است؛ سیستمهایی که توانایی یادگیری، بهخاطر سپردن و عملکرد مستقل دارند.