نقش حیاتی پیوند میان نوآوری و بازار: معرفی کتاب «تجاریسازی نوآوری
در دنیای امروز، یکی از چالشهای رایج در محیط کار، بهویژه در استارتاپها و شرکتهای نوپا، این است که هر فرد نیازمند کسب و بهکارگیری مهارتهای متنوعی به صورت همزمان است. این در حالی است که افراد خلاق و نوآور، با ایدههای جذاب و توانمندیهای بالا در حوزه تخصصی خود فعالیت میکنند، لزوماً از تواناییهای لازم برای مدیریت یک کسبوکار برخوردار نیستند و نباید انتظار عملکرد موفق و ارائه ایدههای کاربردی در این زمینه از آنها داشت. متأسفانه، این دیدگاه شایعی وجود دارد که تصور میشود این افراد با تکیه بر استعداد خود در نوآوری، قادر به مدیریت امور کسبوکار نیز خواهند بود. اما ما همواره به یک پل ارتباطی میان نوآوری و بازار و درک متقابل آنها نیازمندیم. کتاب «تجاریسازی نوآوری» نقش این واسطه را برای ما ایفا میکند.
برای درک ضرورت وجود این پیوند، باید آگاه باشیم که عدم تطابق طرز فکر افراد و تیمهای نوآور با واقعیتهای بازار و تقاضای مشتریان، در نهایت منجر به شکست ایدههای جذاب خواهد شد. ادی هارتمن، همبنیانگذار و مدیر ارشد محصول لیگال زوم، در مقدمه این کتاب میگوید:
«شاید برایتان عجیب باشد ولی کتاب تجاریسازی نوآوری از نظر من نامهای عاشقانه برای مخترعان و نوآوران است. دانشمندانی که در آن سالها در آزمایشگاه بل مشغول به کار بودند، رویاپردازان سختکوشی که در گاراژ منزلشان به تلاش برای نوآوری مشغولند و نیز مردان و زنانی که در تیمهای تحقیق و توسعه در سراسر جهان به کار و تلاش میپردازند، همگی فقط یک چیز میخواهند و آن هم اینکه ایده آنها در نهایت به واقعیت بپیوندد. هیچ کدام از آنها دوست ندارند ایدههای نوآورانهشان با شکست روبهرو شود و از بین برود.»
این کتاب به خوبی به باورهای رایجی میپردازد که باعث میشوند کسبوکارها در تجاریسازی محصولات خود با شکست مواجه شوند و از سوی دیگر، با ارائه راهکارهای کاربردی و استفاده از مثالهای متعدد، تلاش میکند تا به نحو مؤثری نقش میانجی میان نوآوری و بازار را ایفا نماید. از دیدگاه نویسندگان این کتاب، پنج باور نادرست وجود دارد که منجر به شکست شرکتها در فرآیند تجاریسازی میشود.
آنچه در این مطلب خواهید آموخت
پنج عامل شکست شرکتها در تجاریسازی محصولات
باور نادرست اول: برتری فنی محصول نوآورانه تضمینکننده فروش موفق نیست.
باور نادرست دوم: طراحی انحصاری محصول بدون توجه به شرایط بازار، رویکردی اشتباه است.
باور نادرست سوم: ناکامیهای متعدد در مسیر نوآوری، ضرورتی اجتنابناپذیر برای موفقیت نیست.
دو باور نادرست دیگر در چرخه زیانبار تجاریسازی
نقش کتاب در اجتناب از باورهای نادرست و پیادهسازی طراحی محصول بر اساس قیمت
باور نادرست اول این است که اگر محصول نوآورانه یک کسبوکار از نظر فنی عالی باشد، مشتریان حاضر خواهند بود آن را به قیمت خوبی خریداری کنند. این باور را میتوان به این صورت خلاصه کرد: بسازید! مشتریان خودشان خواهند آمد! این باور همواره با داستانهای انگیزهبخشی همراه میشود که موفقیت کتابهایی مانند «بر باد رفته» و «هری پاتر» را یادآوری میکنند که صرفاً با نوآوری و پشتکار به نتیجه رسیدند. اما هیچکدام درباره ۹۵ درصد از نمونههایی که با همین روش با شکست مواجه شدند، سخنی به میان نمیآورند.
باور نادرست دوم این است که محصول یا خدمت انحصاری جدید باید به صورت انحصاری توسط تیم نوآور و بدون توجه به شرایط پیرامونی طراحی شود. موضوعی که حتی میتواند خود افراد را به باور نادرست سوم رهنمون کند، از این قرار است: ناکامیهای متعدد در مسیر نوآوری، امری طبیعی و حتی ضروری برای موفقیت است.
دو باور نادرست دیگر که معمولاً باعث میشوند کسبوکارها در این چرخه زیانبار گرفتار شوند، این است که مشتریان پیش از اینکه قیمت مورد نظر شما را برای خرید محصولی اعلام کنند، باید ابتدا آن را مشاهده و تجربه نمایند. دیگر اینکه تا زمانی که شرکت از محصولی که تصمیم به ساخت آن را دارد، آگاهی دقیق و جامعی نداشته باشد، نمیتواند به ارزیابی ارزش آن از دیدگاه مشتری بپردازد.
این کتاب به شما کمک میکند تا از این باورهای نادرست اجتناب کرده و در نهایت بتوانید با بهرهگیری از آموزههای آن، الگوی طراحی محصول بر اساس قیمت را در فرآیند نوآوری پیادهسازی نمایید.