انقلاب هوش مصنوعی در انیمیشن: روایت مجید فرضالهی از چالشها و فرصتها
در سلسله مصاحبههایی که با فعالان حوزه انیمیشن انجام شده، یک موضوع مهم و رو به رشد برجسته است: هوش مصنوعی. این ابزار قدرتمند میتواند روش تولید انیمیشن را متحول کند. در این گفتگو، مجید فرضالهی، کارگردان و تهیهکننده مستقل فیلم کوتاه، تجربیات خود را از استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه به اشتراک گذاشته است.
مجید فرضالهی کیست
فرضالهی، نویسنده، تدوینگر، تهیهکننده و کارگردان مستقلی است که از سال ۱۳۹۳ فعالیت حرفهای خود را آغاز کرده. او تاکنون ۱۹ فیلم کوتاه در ژانرهای مختلف ساخته که موفق به دریافت بیش از ۴۰ جایزه بینالمللی شدهاند.
چرا هوش مصنوعی
به گفته فرضالهی، افزایش شدید هزینههای تولید فیلم کوتاه به دلیل تورم، او را به سمت استفاده از هوش مصنوعی سوق داده است. او در اوایل سال ۱۴۰۳، زمانی که هوش مصنوعی هنوز در مراحل ابتدایی خود بود، به ساخت فیلم و انیمیشن با این ابزار روی آورد. او با تولید ۹ فیلم و انیمیشن کوتاه، به یکی از اولین و معدود کارگردانان ایرانی تبدیل شد که با هوش مصنوعی آثار واقعگرایانه و مستندهای بلند ۳۰ دقیقهای ساخته است.
چالشهای کار با هوش مصنوعی
فرضالهی با وجود پیشرفتهای چشمگیر هوش مصنوعی، آن را هنوز یک “کودک نوپا” میداند. او میگوید: «ساخت فیلم با هوش مصنوعی بسیار پیچیده و طاقتفرساست؛ چرا که هوش مصنوعی هنوز در طراحی سادهترین چیزها ناتوان است و به آموزش نیاز دارد.» بزرگترین مشکل از نظر او، هزینههای بالای دلاری پلتفرمها است که پس از پایان دسترسیهای رایگان، استفاده از آنها را برای بسیاری دشوار کرده است.
آینده هوش مصنوعی در سینما و انیمیشن
با توجه به تجربه ۱۸ ماهه، فرضالهی معتقد است هوش مصنوعی با سرعتی غیرقابل تصور، جایگزین ابزارهای فعلی خواهد شد. او پیشبینی میکند که این فناوری در زمینههایی مانند جلوههای ویژه، طراحی کاراکتر و صداگذاری، تأثیر زیادی خواهد گذاشت و در بلندمدت میتواند باعث بیکاری در برخی از این مشاغل شود. او فعالیت شرکتهای تولید انیمیشن با هوش مصنوعی را در صورتی موفق میداند که خروجیها کیفیت بالا و حرکات طبیعی داشته باشند و صرفاً یک کپی ساده نباشند.
نقش دولت و چالشهای اکوسیستم
فرضالهی در مورد دخالت دولت در این حوزه، از دو دیدگاه صحبت میکند:
مزایا: سرمایهگذاری دولت میتواند رشد اکوسیستم را تسریع و امکان تولید پروژههای بزرگ را فراهم کند.
معایب: تجربه نشان داده که دخالت دولت در زمینههای هنری اغلب به سانسور و کنترل محتوا منجر میشود. این دخالتها بدون شفافیت و مبارزه با فساد، باعث ظهور مافیا در صنعت سینما شده است.
او برای بهبود این اکوسیستم، پیشنهاد میکند:
تغییر اساسی: جذب سرمایهگذاری، آموزش نیروی ماهر، تأمین زیرساختهای فنی و استفاده از ایدههای خلاقانه.
تغییر جزئی: معرفی پدیدههای جدید به مردم، استفاده از نیروهای متخصص و خلاق، و کمک به تولیدکنندگان مستقل برای پخش بینالمللی آثارشان.
فرضالهی در پایان، با انتقاد شدید از وضعیت فعلی سینمای ایران، از “پارتیبازی” و عدم حمایت از استعدادهای جوان گلایه میکند و میگوید: «سینمای ایران بدون حضور جوانهای خلاق و با ایدههای جدید پیشرفت نخواهد کرد.»