اندوه کارکنان، بزرگترین مخاطره برای استارتاپها در دوران پاندمی کرونا: راهکارهای مقابله با افسردگی
مطالعات انجامشده پیش از شیوع ویروس کرونا در ایالات متحده آمریکا نشان میداد که اندوه ناشی از فقدان عزیزان، سالانه حدود 75 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور خسارت وارد میکند.
در هجدهم مارس سال جاری، چند روز پس از اوجگیری همهگیری کرونا در نیویورک، یکی از استارتاپهای فعال در حوزهی فناوری به نام Electric، دفتر مرکزی خود در منهتن را تعطیل کرد و از 145 نفر از کارکنانش خواست تا فعالیتهای خود را از منزل انجام دهند. اندکی پس از این اتفاق، یکی از کارکنان ارشد این شرکت به طور ناگهانی درگذشت. علت فوت، ابتلا به ویروس کرونا که در آن زمان در نیویورک شیوع گستردهای داشت، نبود؛ بلکه او بر اثر حملهی قلبی جان خود را از دست داد. جیمز استپنی، تکنسین ارشد بخش فروش که 32 سال سن داشت و ساکن برانکس بود، همواره با لبخند و رفتاری گرم و صمیمانه با همکارانش تعامل داشت.
او قصد داشت پیش از تعطیلی کامل باشگاههای ورزشی در نیویورک، برای آخرین بار به ورزش بپردازد. متأسفانه، او در همان باشگاه دچار ایست قلبی شد و به سرعت به بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستان منتقل گردید، اما یک روز بعد جان باخت. جیمی کوکلی، معاون مدیرعامل شرکت، چند ماه پس از درگذشت جیمز با لحنی متأثر و چشمانی اشکآلود گفت: «او فردی فوقالعاده بود. مرگ او ضربهی بسیار بزرگی به ما وارد کرد.»
خبر درگذشت جیمز استپنی، شوک عمیقی را در میان همکاران و دوستان او در محیط کار ایجاد کرد. این اتفاق ناگوار در روزهایی رخ داد که نیویورک با یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ خود دستوپنجه نرم میکرد. متأسفانه، این تنها رویداد تلخ این شرکت نبود. در فاصلهی کوتاهی، یکی دیگر از کارکنان این مجموعه، برادر خود را به دلیل ابتلا به بیماری کووید-۱۹ از دست داد.
در همین زمان، واقعهی تلخ درگذشت جورج فلوید به دست پلیس، موج گستردهای از اعتراضات را در خیابانهای نیویورک و سراسر آمریکا به راه انداخت و اکنون، درد خشونت پلیس و تبعیض نژادی نیز به غمهای پیشین افزوده شده بود. کوکلی در این باره میگوید: «چگونه میتوان پس از تجربهی این همه رویداد غمانگیز، هر روز صبح از خواب برخاست و تظاهر کرد که هیچ اتفاقی نیفتاده و به راحتی سر کار حاضر شد؟ این کار واقعاً غیرممکن است.»
اما واقعیت آن است که بیش از 147 میلیون آمریکایی هر روز همین کار را انجام میدهند و با وجود فشارها و اندوه ناشی از اتفاقات پیرامونشان، به محل کار خود میروند. در حال حاضر، ایالات متحده در سوگ از دست دادن بیش از 200 هزار نفر از شهروندان خود به دلیل همهگیری کرونا به سر میبرد. این در حالی است که هیچ مراسم عزاداری باشکوهی برگزار نشده و افراد نتوانستهاند در لحظات پایانی زندگی عزیزانشان در کنار آنها حضور یابند.
از سوی دیگر، وقایعی نظیر مرگ جورج فلوید و بریونا تیلور به دست پلیس آمریکا، شدت اندوه و تألم روحی را به ویژه در میان سیاهپوستان این کشور افزایش داده است. علاوه بر این مصائب، دهها میلیون نفر در آمریکا به دلیل همهگیری کرونا شغل خود را از دست دادهاند و فشارهای اقتصادی ناشی از این بحران را در حالی تحمل میکنند که هیچ چشمانداز روشن و راهکار بدیل واضحی پیش روی خود نمیبینند.
اکنون، چالش اصلی پیش روی بسیاری از افراد این است که آیا تلاش برای کسب درآمد و حفظ شغل آنقدر ارزش دارد که جان خود را به خطر بیندازند؟ به طور کلی، جامعهی آمریکا در حال حاضر با اندوهی عظیم دستوپنجه نرم میکند و این غم و اندوه، تأثیرات منفی خود را بر محیطهای کاری نیز گذاشته است. در واقع، نیروهای کار این بار سنگین اندوه را هر روز به محل کار خود منتقل میکنند.
این اندوه حتی از طریق جلسات ویدئویی در نرمافزار زوم که از فضاهای شخصی مانند آشپزخانه و اتاق خواب افراد برگزار میشود، نیز میتواند به دیگران منتقل شود. متأسفانه، هنوز هم بسیاری از نیروهای کار نمیدانند چگونه باید این اندوه عمیق را مدیریت کنند. بسیاری از کارشناسان هشدار دادهاند که ممکن است جامعهی آمریکا به زودی با موج عظیمی از بیماریهای روانی نظیر استرس، وسواس و افسردگی مواجه شود که همهی این عوامل در کنار هم، منجر به کاهش چشمگیر راندمان کاری نیروهای کار در شرکتهای آمریکایی خواهند شد. در واقع، این مسئله میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود که تا سالها سایهی شوم و تاریک خود را بر اقتصاد ایالات متحده بگستراند.
«دیوید کسلر»، نویسندهی کتاب «در جستجوی معنا: شش مرحلهی اندوه»، معتقد است: «ما هرگز نتوانستهایم عارضهی دچار شدن کارکنان به اندوه را در محیطهای کاری به طور کامل حل کنیم. معمولاً شرکتها این مسئله را یک بحران جدی تلقی نمیکنند، اما واقعیت آن است که این موضوع حقیقتاً تأثیرات منفی قابل توجهی بر اقتصاد شرکتها دارد. کارآمدی و راندمان کاری یک نیروی کار پس از از دست دادن یکی از عزیزانش به شدت کاهش مییابد و متأسفانه، در این روزها از دست دادن اعضای خانواده و دوستان نزدیک در آمریکا بسیار شایع شده است.»
پیش از همهگیری ویروس کرونا در آمریکا، پژوهشهایی دربارهی اثر منفی اندوه بر اقتصاد این کشور انجام شده بود و نتایج نشان میداد که این عارضه سالانه 75 میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی آمریکا ضربه وارد میکند. به نظر میرسد که این رقم اکنون باید بسیار بیشتر از این میزان باشد؛ چرا که در حال حاضر، حدود یک میلیون و 800 هزار آمریکایی با بحران از دست دادن یکی از اعضای نزدیک خانوادهی خود دستوپنجه نرم میکنند.
همچنین، گزارشها حاکی از آن است که بیش از نیمی از افراد بالغ در آمریکا از وضعیت روحی و روانی خود شکایت دارند و نسبت به آیندهی خود نگران هستند. علاوه بر این، 75 درصد از افراد شاغل در آمریکا در محیط کار دچار آسیبهای جسمی و یا روانی میشوند.
اکنون، متخصصان بهداشت روان، پزشکان و رواندرمانگران تلاش میکنند تا به شرکتهای آمریکایی تفهیم کنند که بهتر است هرچه زودتر برای مقابله با این بحران اقدام کنند؛ بحرانی که به نظر میرسد واکسنی برای آن وجود ندارد و برخلاف کووید-۱۹، نمیتوان آن را با دارو درمان کرد.
تأثیرات عمیق حجم اندوه و غمی که مردم آمریکا در سال جاری تحمل کردهاند، احتمالاً تا سالها باقی خواهد ماند. کارشناسان معتقدند که شرکتهای آمریکایی باید هرچه سریعتر این مسئله را نیز به عنوان یکی از ریسکهای مهم کسبوکار به رسمیت بشناسند؛ چرا که اندوه ناشی از شرایط فعلی و غم از دست دادن عزیزان میتواند تأثیر مستقیمی بر بازدهی و خروجی کار افراد داشته باشد. افرادی که درگیر این احساسات هستند، نمیتوانند ذهن متمرکزی داشته باشند و میزان تابآوری آنها به شدت کاهش مییابد.
اندوهی بر اندوه
همهگیری اندوهی که امسال ایجاد شد، پدیدهای غیرمنتظره بود. بیماری کووید-۱۹ آسیبهای بسیار زیادی را به جوامع سیاهپوست، لاتینتبار و بومی آمریکا وارد کرد و تعداد زیادی از افراد این جوامع جان خود را از دست دادند. این گروههای جمعیتی اغلب مسئولیت انجام بسیاری از کارهای ضروری و مهم را در کشور بر عهده دارند و به عنوان کارگران با دستمزدهای پایین در مشاغلی مشغول به کار هستند که در دوران همهگیری امکان تعطیلی آنها وجود نداشت. تا اواخر ماه ژوئن سال جاری، از هر سه سیاهپوست آمریکایی، یک نفر فردی را میشناخت که بر اثر ابتلا به کووید-۱۹ فوت کرده بود. این نسبت در میان سیاهپوستان در مقایسه با سفیدپوستان، 3 به 10 است. این آمار توسط روزنامهی واشنگتنپست منتشر شده است. در عین حال، در میان تمامی مشاغل و در تمامی سطوح اجتماعی-اقتصادی، کارگران رنگینپوست و به ویژه سیاهپوستان به طور سیستماتیک با رفتارهای نژادپرستانه مواجه بودهاند.
آنجلا نیل بارنت، استاد دانشگاه ایالتی کنت و مدیر ارشد برنامهی پژوهشی اختلالات اضطراب در میان آفریقایی-آمریکاییتبارها، معتقد است: «اندوهی که این افراد با آن مواجه هستند، بسیار پیچیده و چندلایه است؛ یکی ناشی از بیماری کووید-۱۹ است که ممکن است به خاطر آن یکی از همکارانتان را از دست بدهید، و دیگری مسئلهی نژادپرستی است که به عنوان یک بحران سلامت اجتماعی قابل بحث است. ما میدانیم که اندوهی که بر اندوه انباشته میشود، در این شرایط قرنطینه و انزوا، این افراد را وارد تروما و اضطراب شدید و بسیار شدید میکند. از دیدگاه سیاهپوستان و رنگینپوستان، سوال اساسی این است که قرار است چه اتفاقی بیفتد؟»
جسیکا آیسوم، روانشناس در مرکز سلامت کودمن در دورچستر که بیشتر با سیاهپوستان سروکار دارد، میگوید عارضهی اندوه بیش از آنچه تصور میشد، شایع است: «امسال به شکلی عجیب همه را ضعیف کرد و همه با اطلاعات غلط دستوپنجه نرم میکردند و به نوعی زندگیها بیثبات شد. افراد بسیار زیادی هستند که در بیرون با این مسائل درگیر هستند و رها نشدهاند و البته برخی دیگر هم هستند که این مسائل را بسیار دستکم گرفته و یا نوعی نمایش و تظاهر به حساب میآورند.»
گروه دیگری از شاغلان که به طور نامتناسبی توسط همهگیری کرونا آسیب دیدهاند، شامل پزشکان، پرستاران، امدادگران آمبولانس و متخصصان ریه و به طور کلی کارکنان بخشهای بهداشت و درمان هستند که در خط مقدم مبارزه با بیماری کووید-۱۹ و کمک به بیماران فعال بودهاند. این افراد با وجود نگرانیهای عمیق در مورد سلامتی خود و اعضای خانوادهشان، دست از کار نکشیدند و در عوض، استرس ناشی از کار در چنین شرایط بحرانی را در خود حفظ کردند. ادوارد الیسون، پزشک و مدیر اجرایی South California Permanent Medical Group، معتقد است: «این بحران گذرا نیست و قرار است سالها درگیر آن باشیم.»
الیسون که خود یکی از فعالان بهبود وضعیت روحی و روانی کارکنان بخشهای بهداشت و درمان آمریکا است، به همراه تیمش سالها پیش برنامههای متعددی را به اجرا گذاشتند. در برخی از بیمارستانها، پزشکانی که با هرگونه استرس و اضطرابی مواجه هستند، میتوانند شخصاً از کمک و حمایت افراد آموزشدیده بهرهمند شوند؛ افرادی که لباسهای بنفش و نارنجی به تن دارند تا به دیگران این پیام را برسانند که برای کمک حاضر هستند.
در ابتدای همهگیری کرونا، گروه دکتر الیسون تیمهای حمایتی را برای کارکنان بخش بهداشت و درمان به کار گرفت. در عین حال، انعطاف در ساعات کاری و مراقبت از کودکان والدینی که مشغول به کار بودند نیز از جمله حمایتهایی بود که این گروه انجام داد. امروز، نگرانی اصلی الیسون این است که نتواند حمایت خود را از 23 هزار نفری که در سراسر آمریکا به آنها کمک مشاورهای میدهد، ادامه دهد.
او معتقد است که هیچکس نمیتواند به زودی و به راحتی از اثرات منفی اتفاقات سال 2020 خلاص شود. او امیدوار است که همهگیری کرونا دیگر کارفرماها را نیز وادار کند تا وقت و هزینهی بیشتری را برای در اولویت قرار دادن وضعیت روحی و روانی کارکنانشان اختصاص دهند. او میگوید: «به طور کلی در این کشور باید این مسئله را جا بیندازیم که کمک خواستن و صحبت کردن دربارهی احساسات اصلاً خجالتآور نیست.»
برخی از کارفرماهای بزرگ قدمهایی را برای بهبود اوضاع برداشتهاند و دریافتهاند که برخی از کارکنانشان ممکن است به کمک نیاز داشته باشند. برای مثال، یکی از کارکنان یک شرکت بزرگ میگوید: «پسرم دیگر به دبیرستان نمیرود و فوتبال بازی نمیکند. از اینکه ببینم فرزندم از خانه بیرون میرود وحشت میکنم. اضطرابی که من دارم با خیلیهای دیگر قابل مقایسه نیست. بعضی روزها از اینکه میبینم فرزندم از همهی این امکانات محروم است، خیلی غمگین میشوم. به عنوان یک خانواده به هیچ وجه انتظار چنین تجربهای را نداشتیم.»
وضعیت عادی جدید
شرکت Electric:
پس از آنکه کارکنان شرکت Electric از درگذشت جیمز استپنی سوگوار شدند، در همان بهار تعدادی دیگر از نیروها نیز عزیزانشان را از دست دادند. مدیرعامل این شرکت نیز یکی از اعضای خانوادهاش را از دست داد. پس از اعلام خبر درگذشت استپنی در تمامی نشستهای مجازی، شرکت به کارکنانش پیشنهاد کرد که در صورت تمایل میتوانند با مشاور صحبت کنند.
شرکت مبلغ 10 هزار دلار را صرف ایجاد صندوقی به نام استپنی کرد که به متقاضیان آموزش آیتی ارائه میدهد. همچنین، شرکت یکی از دفاتر خود را به نام جیمز استپنی تغییر داد تا یاد و خاطرهی او گرامی داشته شود. مدیر شرکت میگوید: «حقیقتاً باید نشان دهیم که ما یک دوست خوب را از دست دادهایم.»
این شرکت همچنین قوانین جدیدی را وضع کرد. برای مثال، مدت زمان مرخصی سوگواری برای هر فرد از 5 روز به 20 روز افزایش یافت و حتی پس از بازگشت فرد داغدار به کار پس از 20 روز، او مجبور نیست حجم عظیمی از کار را به یکباره انجام دهد، بلکه کارها به صورت مرحله به مرحله به او تحویل داده میشود. دیگر کارکنان نیز پذیرفتهاند که کارهای شخصی همکار عزادار خود را بین خود تقسیم کنند. البته مدیر شرکت تأکید کرده است که این کار اجباری نیست و در صورت عدم تمایل کارکنان، افرادی به طور موقت استخدام خواهند شد. مدیر این شرکت معتقد است که این اقدام، سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی است که دیر یا زود سود آن به شرکت بازخواهد گشت.