سعید ترخانی از آسیبها و چشماندازهای زیستبوم انیمیشن ایران میگوید
صنعت انیمیشن ایران در سالهای اخیر شاهد پدیدهای جالب بوده: مهاجرت نخبگان فنی و خلاق از حوزههایی مثل بازیسازی و استارتآپها به دنیای انیمیشن. سعید ترخانی، بنیانگذار استودیو “تکم فیلم” و از چهرههای شناختهشده این صنعت، معتقد است این اتفاق نشاندهنده تغییر بزرگی است. انیمیشن که در گذشته صرفاً یک کار هنری سفارشی بود، حالا در حال تبدیل شدن به یک صنعت کامل و مستقل است.
به گفته او، این تغییر به دلیل ماهیت جذاب انیمیشن رخ میدهد که پیوندی میان فناوری و هنر برقرار میکند. نیروهای فنی میتوانند در این حوزه از دانش خود در زمینه هوش مصنوعی و گرافیک کامپیوتری استفاده کنند و در عین حال، خلاقیت هنری خود را به کار بگیرند. این روند، انیمیشن ایران را از یک فضای دولتی و سفارشمحور به یک اکوسیستم نوآورانه و رقابتی سوق میدهد.
چالشهای پنهان: از فساد تا ناکارآمدی
با وجود این رشد، صنعت انیمیشن ایران با مشکلات اساسی روبرو است که آقای ترخانی آنها را به سه دسته اصلی تقسیم میکند:
عدم شفافیت در نهادهای متولی: به گفته او، بسیاری از تصمیمگیریها در نهادهایی مثل “حوزه هنری” پشت درهای بسته و بر اساس روابط شخصی گرفته میشود. نبود معیارهای مشخص برای انتخاب پروژهها و مدیران، باعث میشود که بهترین ایدهها کنار گذاشته شوند و بهجای آنها، طرحهای مرتبط با افراد خاص انتخاب شوند.
تضاد منافع و رانت: در این ساختار معیوب، افرادی که سمتهای مدیریتی دارند، همزمان شرکتهای خصوصی خود را نیز اداره میکنند. این افراد با سوءاستفاده از موقعیت خود، پروژههای دولتی را به شرکتهای خود یا نزدیکانشان واگذار میکنند. این وضعیت به جای حمایت از شایستگان، تنها به رشد فساد و ناکارآمدی دامن میزند.
استاندارد دوگانه و نبود کپیرایت: تلویزیون ایران بدون رعایت حق کپیرایت، انیمیشنهای خارجی مثل “باب اسفنجی” را پخش میکند، در حالی که تولیدکنندگان داخلی با هزاران مانع و نظارت سختگیرانه روبرو هستند. این استاندارد دوگانه، باعث میشود که انیماتورهای ایرانی انگیزهشان را برای تولید محتوای باکیفیت از دست بدهند و صنعت داخلی ضعیف شود.
راهکار چیست؟ از “حمایت از تولید” تا “حمایت از مصرف”
سعید ترخانی برای حل این مشکلات، یک راهحل ریشهای پیشنهاد میکند: تغییر نگاه از “یارانه تولید” به “یارانه مصرف”.
به جای اینکه دولت مستقیماً به پروژهها پول تزریق کند و تصمیم بگیرد که چه فیلمی ساخته شود، میتواند به هر شهروند یک اعتبار فرهنگی بدهد. در این مدل، مردم با این اعتبار میتوانند فیلم یا کتابی را که دوست دارند، بخرند و تماشا کنند. در نتیجه، تولیدکنندهای که محتوای باکیفیتتر و جذابتری میسازد، پول بیشتری به دست میآورد و پولهای دولتی به صورت طبیعی به سمت پروژههای موفق سرازیر میشوند.
این راهکار نه تنها به کاهش فساد کمک میکند، بلکه باعث میشود تا صنعت انیمیشن از حالت دولتی خارج شده و بر اساس سلیقه و نیاز واقعی مخاطبان رشد کند. در چنین فضایی، خلاقیت و کیفیت حرف اول را میزند و “ایرانی بودن” به یک ارزش در سطح جهانی تبدیل خواهد شد.