رقابت تریلیون دلاری در هوش مصنوعی: آیا حباب قبل از رسیدن تقاضا میترکد
وقتی صحبت از «حباب هوش مصنوعی» میشود، اغلب افراد یک فاجعه ناگهانی را تصور میکنند. اما واقعیت لزوماً این نیست. از دیدگاه اقتصادی، «حباب» زمانی شکل میگیرد که یک شرطبندی بیش از حد بزرگ شده و در نهایت، عرضه (آنچه ساختهایم) از تقاضا (آنچه نیاز داریم) پیشی بگیرد.
ماجرا سیاه یا سفید نیست؛ حتی تصمیمهای درست هم اگر با مدیریت و زمانبندی اشتباه اجرا شوند، میتوانند به ضرر هنگفت منجر شوند.
مشکل اصلی: شکاف زمانی مرگبار
چیزی که حباب هوش مصنوعی را بسیار پیچیده میکند، یک عدم هماهنگی زمانی اساسی است:
سرعت نرمافزار: نرمافزارهای هوش مصنوعی با سرعتی سرسامآور در حال توسعه هستند.
سرعت سختافزار: ساخت و راهاندازی زیرساختهای فیزیکی (مراکز داده) روندی کُند، گران و زمانبر است که سالها طول میکشد.
خطر اینجاست: تا زمانی که آن مراکز دادهی گرانقیمت آماده شوند، ممکن است شرایط بازار، فناوری و نیاز کاربران کاملاً تغییر کرده باشد. زنجیره تأمین خدمات هوش مصنوعی آنقدر پیچیده است که هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید در سال ۲۰۲۸ دقیقاً به چه مقدار ظرفیت نیاز خواهیم داشت.
سوال فقط این نیست که «چند نفر» از هوش مصنوعی استفاده میکنند، بلکه این است که «چگونه» از آن استفاده خواهند کرد و آیا تا آن زمان در زمینه انرژی، طراحی تراشهها یا انتقال برق به پیشرفتهای اساسی خواهیم رسید یا خیر.
شرطبندیهای تریلیون دلاری
وقتی یک سرمایهگذاری تا این حد بزرگ باشد، راههای زیادی برای شکست خوردن آن وجود دارد؛ و سرمایهگذاریها در حوزه هوش مصنوعی به ارقامی نجومی رسیدهاند.
به قول مدیرعامل مرکز نوآوری کوبل: «هوش مصنوعی بدون زیرساخت دادهای، فقط یک شعار است.»
شرکتهای بزرگ برای اینکه از این شعار عقب نمانند، در حال تعهدات مالی غیرقابل تصوری هستند:
اوراکل و OpenAI: گزارشها حاکی از آن است که اوراکل تا ۱۸ میلیارد دلار اعتبار بانکی برای یک مجموعه مرکز داده دریافت کرده و قراردادی ۳۰۰ میلیارد دلاری با OpenAI دارد.
پروژه استارگیت: این دو شرکت به همراه سافتبنک قصد دارند زیرساختی به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار ایجاد کنند.
متا: شرکت متا نیز اعلام کرده که طی سه سال آینده ۶۰۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای خود هزینه خواهد کرد.
حجم این تعهدات آنقدر عظیم است که دنبال کردن تمام جزئیات آنها تقریباً غیرممکن شده است.
اما آیا تقاضا به این سرعت رشد میکند
در حالی که تریلیونها دلار صرف ساخت زیرساخت (عرضه) میشود، ابهام بزرگی درباره سرعت رشد «تقاضا» وجود دارد.
بررسی اخیر شرکت مشاوره مککنزی نشان میدهد که شرکتهای بزرگ چگونه از هوش مصنوعی استفاده میکنند:
تقریباً همه شرکتها «به نوعی» از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
اما تعداد بسیار کمی از آنها این فناوری را در «مقیاس وسیع» به کار گرفتهاند.
هوش مصنوعی توانسته در برخی کاربردهای خاص هزینهها را کاهش دهد، اما هنوز تأثیر محسوسی بر «کل کسبوکار» نداشته است. به زبان ساده، بیشتر شرکتها هنوز در مرحله «صبر و مشاهده» هستند. بنابراین، اگر کسی امروز یک مرکز داده عظیم میسازد، شاید مجبور شود مدت زیادی منتظر بماند تا این شرکتهای محتاط، فضای آن را اجاره کنند.
گلوگاههای پنهان: مشکل برق و فضا
اما حتی اگر فرض کنیم تقاضا برای هوش مصنوعی بیپایان باشد، این پروژههای غولپیکر ممکن است با مشکلات سادهتری شکست بخورند: کمبود برق و فضا.
ساتیا نادلا (مدیرعامل مایکروسافت): هفته گذشته گفت که بیش از کمبود تراشه، نگران کمبود «فضای آماده» در مراکز داده است. او گفت: «مشکل در تأمین تراشه نیست؛ مشکل این است که پوستههای آمادهای برای نصب تجهیزات ندارم.»
مشکل برق: برخی از مراکز دادهی موجود، بلااستفاده ماندهاند، زیرا توان برق مورد نیاز برای راهاندازی تراشههای نسل جدید را ندارند.
در حالی که انویدیا و OpenAI با نهایت سرعت میتازند، شبکه برق و زیرساختهای فیزیکی با همان آهنگ کند همیشگی حرکت میکنند. همین موضوع، حتی در بهترین حالت، گلوگاههای بسیار پرهزینهای ایجاد خواهد کرد.
دو راهی رشد یا ترکیدن
ما در یک وضعیت متناقض هستیم. از یک سو، استقبال از هوش مصنوعی مولد سریع بوده و بیش از سهچهارم شرکتها حداقل در یک بخش از آن استفاده میکنند. اما از سوی دیگر، آن «تأثیر مالی گسترده» که توجیهکننده این سرمایهگذاریهای تریلیون دلاری باشد، هنوز رخ نداده است.
این وضعیت یعنی یا ما در آستانه یک رشد انفجاری هستیم و این زیرساختها به شدت مورد نیاز خواهند بود؛ و یا شاید واقعاً این حباب هوش مصنوعی، صرفاً یک حباب باشد و خیلی زودتر از آنچه فکر میکنیم، بترکد.