مسیر رشد مهم‌تر از سرمایه‌گذار: درس‌هایی از آرون لوی، بنیانگذار باکس

مسیر رشد مهم‌تر از سرمایه‌گذار: درس‌هایی از آرون لوی، بنیانگذار باکس

آنچه در این مقاله خواهید خواند...

مسیر رشد، اولویت برتر از سرمایه‌گذار: مصاحبه با آرون لوی، هم‌بنیان‌گذار باکس، درباره خروج سرمایه‌گذار و اهمیت مسیر توسعه

در این مصاحبه با آرون لوی، هم‌بنیان‌گذار شرکت موفق باکس، بر اهمیت تمرکز بر مسیر رشد و توسعه یک کسب‌وکار نوپا در مقایسه با صرفاً جذب سرمایه‌گذار تأکید می‌شود. آقای لوی تجربیات خود را در مورد تصمیم یک سرمایه‌گذار اولیه برای خروج از شرکت و چگونگی عبور از این چالش به اشتراک می‌گذارد. او همچنین دیدگاه‌های خود را در مورد رهبری یک شرکت بورسی در بازاری متلاطم و درس‌های آموخته شده از روزهای نخستین راه‌اندازی باکس ارائه می‌دهد. آقای لوی معتقد است که در نهایت، پایداری و ارزش‌آفرینی بلندمدت برای مشتریان، اهمیت بیشتری از صرفاً جذب سرمایه اولیه دارد.

اگر با دقت به شرکت‌های فعال در زمینه خدمات نرم‌افزاری و نرم‌افزارهای مشتری‌محور نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که تعداد بسیار کمی از آن‌ها توانسته‌اند به جایگاه و موفقیت غول‌های فناوری مانند گوگل و فیسبوک دست یابند. این دو شرکت به تنهایی حدود 80 درصد از بودجه تبلیغات دیجیتال در بازار را به خود اختصاص داده‌اند؛ به همین دلیل، مدل تجاری آن‌ها روز به روز جذاب‌تر و قدرتمندتر می‌شود.

در میان کارآفرینان معدودی که توانسته‌اند با تمرکز بر فروش نرم‌افزارهای سازمانی ساده و با در نظر گرفتن نیازهای مشتریان سازمانی، یک شرکت چند میلیارد دلاری بورسی ایجاد کنند، آرون لوی، هم‌بنیان‌گذار شرکت باکس، چهره‌ای برجسته است. آقای لوی، برخلاف بسیاری از کارآفرینان حوزه فناوری، سابقه کار در سازمان‌های بزرگ و سنتی مانند اوراکل و آی‌بی‌ام را ندارد. ایده اولیه راه‌اندازی باکس در دوران تحصیل در دانشگاه به ذهن خلاق او خطور کرد.

اگرچه استارتاپ او در ابتدا یکی از همان ایده‌های دانشجویی به نظر می‌رسید، اما آقای لوی به عنوان بنیان‌گذار، فردی معمولی نبود. او به خوبی آگاه بود که قرار است با دراپ‌باکس، شرکتی که در آن زمان بسیار جلوتر از باکس قرار داشت، به رقابت بپردازد. با این حال، او ریسک عرضه اولیه سهام شرکت خود را به صورت زودهنگام پذیرفت و این تصمیم مخاطره‌آمیز در نهایت برای شرکت او بسیار سودمند واقع شد. در مقابل، دراپ‌باکس همچنان با چالش‌های ارزش‌گذاری در بخش خصوصی دست‌وپنجه نرم می‌کند و غول‌های فناوری مانند گوگل، مایکروسافت و اپل، بازار مصرف‌کنندگان را به طور کامل در اختیار گرفته‌اند. همان‌طور که آقای لوی در این مصاحبه اشاره می‌کند، آن‌ها زمانی به سراغ عرضه اولیه سهام رفتند که سرمایه‌گذار میلیاردر آن‌ها، مارک کیوبن (Mark Cuban)، تصمیم گرفت سرمایه خود را از این کسب‌وکار خارج کند.

خواه در حوزه نرم‌افزارهای سازمانی فعالیت داشته باشید یا خیر، داستان آقای لوی، داستان مردی است که کمتر کسی انتظار داشت بتواند بازار یک صنعت را متحول کند و در میان رقبای ثروتمند و قدرتمند، جایگاه خود را پیدا کند. هم‌بنیان‌گذار شرکت باکس در این گفت‌وگو، تجربیات خود را از عرضه اولیه سهام این شرکت، دیدگاه‌هایش در مورد شیوه رهبری یک شرکت بورسی در بازاری بی‌ثبات و خاطراتی از نخستین روزهای شروع به کار سازمانی به اشتراک می‌گذارد. این مصاحبه توسط سارا لیسی، یکی از خبرنگاران مشهور حوزه فناوری در سیلیکون‌ولی، انجام شده است.

سارا لیسی (Sarah Lacy): شما شخصیت جالبی دارید! زیرا شباهت چندانی به متخصصان سنتی نرم‌افزارهای سازمانی ندارید. نه در اوراکل کار کرده‌اید و نه به دنبال جذب از شرکت‌های بزرگ بوده‌اید. در واقع، بیشتر رویکردی مشتری‌محور دارید. باکس در مقایسه با شرکت‌هایی مانند اتلسین (Atlassian)، آسانا (Asana) و بسیاری دیگر، قواعد کلاسیک نرم‌افزارهای سازمانی را به شکل متفاوتی پذیرفته است. دیگران سعی دارند شما را فردی مشتری‌محور معرفی کنند، اما به نظر من فعالیت سازمانی شما بسیار پررنگ‌تر است. آرون لوی واقعاً چه نوع شخصیتی دارد؟ به نظر می‌رسد شما در جایی بین این دو رویکرد قرار دارید.

لوی: همان‌طور که همگی می‌دانیم، در دنیای امروز حفظ تعادل میان سبک‌ها و استراتژی‌های گوناگون از اهمیت بالایی برخوردار است. به همین دلیل، به سختی می‌توان گفت که یک کسب‌وکار کاملاً سازمان‌محور یا کاملاً مشتری‌محور است.

اگر در مورد نحوه تعامل شرکت‌ها با اطلاعات، نحوه همکاری آن‌ها، اشتراکات موجود و نحوه استفاده آن‌ها از فناوری‌های نوین فکر کنید، متوجه خواهید شد که مهم‌ترین روند و بزرگ‌ترین تغییر در این حوزه، امکان ارائه یک تجربه کاربری مشتری‌محور در دنیای نرم‌افزارهای سازمانی است.

از یک سو، داشتن DNA یک شرکت مشتری‌محور ضروری است. اما از سوی دیگر، اگر نتوانید به مشتریان دست پیدا کنید، اگر نتوانید سازمان آن‌ها را به درستی راهبری کنید، اگر نتوانید توانایی‌های شرکت خود را به یک سازمان بزرگ مانند جنرال الکتریک با 300 هزار کارمند و کارگر اثبات کنید، و اگر نتوانید از پس ضوابط قانونی، تطبیقی، امنیتی، نظارتی و تمام چالش‌هایی که جنرال الکتریک در زمینه توسعه‌پذیری با آن مواجه است برآیید، قادر به بستن قرارداد با چنین سازمانی نخواهید بود.

آنچه امروزه به آن نیاز داریم، ترکیبی نوآورانه از ویژگی‌های شرکت‌های نرم‌افزاری مشتری‌محور با تمرکز بر مشتریان سازمانی است. همین تلفیق است که توسعه نرم‌افزارهای سازمانی را به شکل متفاوتی رقم زده است. اما برای تحقق این امر، تمامی کارکنان شرکت ما، از جمله خود من، باید تجسم این ایده باشیم.

لیسی: از نخستین روزهایی که تصمیم به فعالیت در حوزه سازمانی گرفتید، برای ما تعریف کنید. زیرا شما پیش از آنکه این سبک از تولید نرم‌افزار به یک روند محبوب تبدیل شود، این تصمیم را گرفتید و هیچ تجربه قبلی در این زمینه نداشتید. چگونه به این نتیجه رسیدید که می‌خواهید نسخه سازمانی دراپ‌باکس باشید؟

لوی: این دیدگاه چندان دقیق نیست، زیرا زمانی که ما تصمیم به انجام این کار گرفتیم، هنوز دراپ‌باکسی وجود نداشت. این تصور مانند آن است که با خود گفته باشیم: «در آینده چیزی به اسم دراپ‌باکس به وجود خواهد آمد و ما دوست داریم نسخه سازمانی آن باشیم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه ترین مقالات

درخبرنامه ما عضو بشوید...

برای دریافت جدیدترین مقالات، رویداد ها و نکات تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ، همین حالا عضو خبرنامه فایند مارکت بشوید.

پربازدیدترین مقالات