وعده ۱۵۰ میلیاردی در برابر «دویدن ماراتن با کفش پاشن بلند»؛ چرا حمایت مالی به دست زنان کارآفرین نمیرسد
اخیراً، خبر تخصیص حدود ۱۵۰ میلیارد تومان تسهیلات به طرحهای زنان کارآفرین از سوی معاونت علمی، امیدهایی را ایجاد کرد. اما پرسش اساسی اینجاست: این ارقام در دنیای واقعی چقدر بر مسیر پرسنگلاخ زنان در اکوسیستم استارتاپی ایران تأثیر میگذارد؟
برای یافتن پاسخ، به سراغ دو فعال زن در این حوزه رفتهایم. نتیجه، تصویری شفاف از فاصلهی عمیق میان سیاستگذاریهای کلان، واقعیتهای خشن بازار و چالشهای ساختاری پیش روی زنان است.
دیدگاه اول: «وهمِ حمایت» و موانع ساختاری
نفیسه آزاد، جامعهشناس و مدیرعامل گروه کسبوکارپژوهی گوی، معتقد است که بخش بزرگی از تصور عمومی درباره حمایتهای مالی از زنان، با واقعیت همخوانی ندارد.
«ما اساساً اختصاص مالی ویژهای برای زنان (در اکوسیستم) نداریم. عمدهی حمایتها معطوف به کسبوکارهای خانگی و زنان سرپرست خانوار است؛ آن هم با مبالغ بسیار محدود و شرایط سختگیرانه. برای زنانی که در بخشهای دیگر اقتصادی فعال هستند، حمایت مالی ویژهای تعریف نشده است.»
این جامعهشناس، چالشها را عمیقتر از مسائل مالی میبیند و به موانع ساختاری ریشهدار اشاره میکند:
۱. صحنه رویدادها: «کاملاً مردانه»
آزاد معتقد است حذف زنان از رویدادهای کلیدی و شبکههای تصمیمسازی، تصادفی نیست. «رویدادها معمولاً میان افراد صاحب مقام یا دارای شبکههای اجتماعی قوی برگزار میشود. بخش عمده اقتصاد دست مردان است و زنها از این روابط مالی (چه سالم و چه ناسالم) عقب هستند. اگر حساسیت جنسیتی اعمال نشود، زنان برای همیشه حذف میمانند.»
او میافز A: «بسیاری از زنان به دلیل فشارهای اجتماعی و سیاسی، ترجیح میدهند برای حفظ موقعیت شغلی خود، از حضور روی استیج و قرار گرفتن زیر نورافکن دوری کنند.»
۲. اکوسیستم فناوری و مشکل «وثیقه»
چالشهای ورود زنان به فناوری، ادامهی همان ساختارهای کلان اقتصادی است. «برای گرفتن تسهیلات باید وثیقه داشت و اغلب زنان از سوی سرمایهگذاران جدی گرفته نمیشوند. مالکیت داراییهای سرمایهای در میان زنان به شدت پایین است. در نتیجه نه میتوانند وثیقه بگذارند و نه سرمایه جذب کنند.»
۳. دویدن ماراتن با کفش پاشنه بلند
آزاد تأکید میکند که تفاوت مهارتی «ماهوی» بین زن و مرد وجود ندارد، اما مسیر اساساً نابرابر است:
«اگر یک زن تصور کند که با شرایط برابر وارد مسابقه شده، مثل این است که بخواهد با کفش پاشنهبلند در ماراتن بدود. باید بداند موانع ساختاری وجود دارد و تاکتیک او برای غلبه بر آنها باید متفاوت باشد.»
۴. سیاستهای حمایتی: «شکستخورده»
او در نهایت سازوکارهای حمایتی موجود را «کم، ناکارآمد و شکستخورده» میداند و معتقد است سیاستگذاری مؤثری در زمینه کاهش شکاف جنسیتی تقریباً وجود ندارد.
دیدگاه دوم: «روی آنچه کنترل دارم تمرکز میکنم»
در سوی دیگر این ماجرا، لنا وفایی، مدیرعامل “پیاده”، رویکردی کاملاً متفاوت و فردی را در پیش گرفته است. او ترجیح میدهد خود را از این مباحث دور نگه دارد و بر تواناییهای فردی تمرکز کند.
«من همیشه در زندگی شخصیام معتقد بودم که آدم باید موانع خودش را از سر راه بردارد. میدانم برای اکثریت جامعه این مسیر آسان نیست، اما من خودم منتظر حمایت بیرونی نماندم.»
تردید در مورد انگیزههای دولتی
وفایی نسبت به کارایی و نیت سیاستهای حمایتی دولتها تردید دارد: «در دولتهای مختلف کمتر دیدهام کاری عمیق و دلسوزانه برای زنان انجام شود. بیشتر حالت رزومهسازی داشته است. بنابراین بعید میدانم سیاستهای فعلی هم واقعاً در جهت حمایت از زنان اکوسیستم باشند؛ هرچند شاید اتفاقهای خوبی هم افتاده باشد که من بیاطلاع هستم.»
فلسفه «کنترل بر خود»
لنا وفایی، نگاه فردی خود را اینگونه جمعبندی میکند:
«به نظر من آدم باید روی چیزهایی که تحت کنترل خودش است ۲۰۰ درصد تمرکز کند. موانع بیرونی و درونی را تا جای ممکن بردارد و آنچه تحت کنترلش نیست را رها کند. منتظر حمایت ماندن، روش خوبی برای گذران عمر نیست.»
شکافی که با پول پر نمیشود
مسیر زنان در اکوسیستم کارآفرینی ایران همچنان ناهموار است. گفتگو با این دو کارآفرین نشان میدهد تا زمانی که سیاستگذاریهای کلان و ساختاری با واقعیتهای میدانی و موانع ریشهای (مانند عدم مالکیت دارایی برای وثیقه، شبکهسازی مردانه و فشارهای اجتماعی) منطبق نشود، صرفاً تخصیص منابع مالی، حتی ارقامی مانند ۱۵۰ میلیارد تومان، تغییر جدی و پایداری در وضعیت زنان کارآفرین ایجاد نخواهد کرد.