معرفی ۸ شاخص مهم در ارزیابی عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر
لازم به ذکر است که فرآیند تأمین مالی خطرپذیر و تعامل میان کارآفرینان و سرمایهگذاران در این حوزه، روندی بسیار زمانبر و با دیدگاه بلندمدت همراه است. چنانچه فردی به دنبال یک راه حل سریع بوده و تصور نماید که میتواند به آسانی با یک سرمایهگذار خطرپذیر به توافق رسیده و مشکلات مالی خود را در کوتاهترین زمان ممکن حل نماید، با واقعیتهای موجود در این عرصه به شدت روبرو خواهد شد. این احتمال وجود دارد که برخی از سرمایهگذاران خطرپذیر به سرعت وارد عمل شوند؛ اما تعداد این دسته از سرمایهگذاران بسیار محدود است.
در مقابل، اغلب سرمایهگذاران خطرپذیر به انجام بررسیهای دقیق و ارزیابیهای جامع و همهجانبه میپردازند تا از یافتن فرصتهای سرمایهگذاری مناسب اطمینان حاصل نمایند. پس از انجام این بررسیها، آنها اقدام به سرمایهگذاری بلندمدت مینمایند. این گروه از سرمایهگذاران نیازمند یک دوره بازبینی طولانیمدت برای ارزیابی عملکرد سرمایهگذاریهای خود هستند. بر این اساس، تنها تعداد اندکی از سرمایهگذاران خطرپذیر در بازههای زمانی کوتاه مدت فعالیت مینمایند. نمودار زیر میتواند به درک بهتر مراحل این فرآیند کمک نماید.
شاخصه اصلی سرمایهگذاری خطرپذیر
بررسی تحولات چشمگیر و بنیادین در عرصه جهانی طی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم، به روشنی نشان داده است که در صنایع دانشبنیان که به عنوان شریانهای اصلی اقتصاد کشورها محسوب میشوند، تنها نوآوری و توانمندیهای فناورانه عامل تعیینکننده موفقیت هستند؛ اما بازیگران کلیدی در این صنایع، شرکتهای کوچک و متوسط میباشند که در تأمین منابع مالی مورد نیاز برای فعالیتهای نوآورانه خود با چالشهای متعددی مواجه هستند.
در این میان، تأمین مالی خطرپذیر با تمامی ویژگیهایی که پیشتر به آنها اشاره شد، به عنوان یک نوع خاص از تأمین مالی به منظور پر کردن این شکاف و نیاز مطرح میگردد. به عبارت سادهتر، یکی از حلقههای اساسی در زنجیره سیستم ملی نوآوری، مجموعه صندوقهای تأمین مالی خطرپذیر است؛ اما مفهوم «تأمین مالی خطرپذیر» دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که همین ویژگیها، حلقههای زنجیره سیستم ملی نوآوری کشور را تکمیل مینماید. بنابراین، فعالیتهای صندوقهای مالی اگر فاقد این شاخصهای برجسته و کلیدی باشند، هرچند ممکن است به طور کلی مثبت ارزیابی شوند، اما کمک شایانی به تحقق اهداف توسعه فناوری در سطح کلان نخواهند نمود.
در ادامه این مبحث، تلاش خواهیم نمود تا مهمترین شاخصهای عملکردی صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر را مشخص نموده و به معرفی آنها بپردازیم. در ذیل، هشت ویژگی و شاخص اصلی عملکردی فعالیت صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر تشریح میگردد:
مشارکت در مدیریت شرکتها
نباید این تصور به وجود آید که نقش سرمایهگذاران خطرپذیر صرفاً به تأمین منابع مالی محدود میگردد و آنها در قبال وضعیت عملکردی شرکتهای سرمایهپذیر خود، رویکردی منفعلانه اتخاذ خواهند نمود. این گروه از سرمایهگذاران، به دلیل شراکت در مالکیت شرکتهای نوپا، خود را در قبال موفقیت این شرکتها مسئول میدانند و تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا با کمک به رشد و شکوفایی شرکتهای موجود در سبد سرمایهگذاری خود، سود حاصل از سرمایهگذاریهایشان را به حداکثر برسانند.
در واقع، آنها از تواناییهای لازم برای ارائه این نوع کمکها نیز برخوردار هستند. این سرمایهگذاران که اغلب از افراد با تجربه و دارای بینش تجاری بسیار قوی تشکیل شدهاند، با اتکا به تجربیات ارزشمند خود در کمک به شرکتهای مشابه، به طور فعالانه در این عرصه مشارکت مینمایند. ارتباطات فردی و سازمانی این سرمایهگذاران، در بسیاری از موارد، راهگشای شرکتهای نوپا به شمار میرود؛ زیرا مدیریت این شرکتها، غالباً در اختیار کارآفرینان فنی (افرادی که فاقد تجربه مدیریتی کافی هستند) قرار دارد. بازاریابی راهبردی و برنامهریزی نیز از دیگر حوزههایی است که این سرمایهگذاران میتوانند در آنها نقش بسیار مؤثری ایفا نمایند.
بنابراین، سرمایهگذاران خطرپذیر با مشارکت فعال در مدیریت شرکتهای نوپای سرمایهپذیر، به فرآیند ارزشآفرینی کمک نموده و نقش کارآفرینی آنها به مراتب پررنگتر از نقش صرف تأمینکنندگی منابع مالی میباشد. اساساً، یکی از دلایل اهمیت سرمایهگذاری خطرپذیر در رشد اقتصادی کشورها نیز همین ویژگی است؛ به این معنا که از این طریق، به کارآفرینان جوان و فاقد مهارتهای مدیریتی لازم، کمک شایانی صورت میپذیرد. به همین دلیل، معمولاً در کشورهایی که به اهمیت این نوع سرمایهگذاریها پی بردهاند، یکی از اعضای صندوقهای سرمایهگذاری به عضویت هیئتمدیره شرکتهای سرمایهپذیر در میآید تا زمینه ارزشآفرینی هرچه بیشتر برای آنها فراهم گردد.
ارزیابی مدیریتی
منابع مالی خطرپذیر عمدتاً در شرکتهای جوان و نوپایی سرمایهگذاری میشود که دارای نرخ رشد بالایی بوده و به طور بالقوه میتوانند به واحدهای اقتصادی مهمی تبدیل شوند؛ اما تشخیص این توانایی ذاتی به هیچ وجه فرآیند سادهای نیست. زیرا این احتمال وجود دارد که این شرکتها در مراحلی باشند که هنوز هیچ محصول تجاری واقعی یا ساختار سازمانی منسجمی وجود نداشته باشد.
به همین دلیل، این نوع سرمایهگذاریها با سطح ریسک قابل توجهی همراه هستند. بنابراین، ضروری است که در مراحل اولیه، ارزیابیهای بسیار دقیق و جامعی از این گونه شرکتها به عمل آید که این ارزیابیها مسلماً تنها به بررسیهای اقتصادی و فنی محدود نخواهند شد. حال این پرسش مطرح میشود که سرمایهگذاران خطرپذیر در این ارزیابیها، بر چه شاخصهایی تأکید بیشتری دارند؟ این شاخصها به ترتیب اهمیت عبارتند از:
مدیریت کارآمد
مدیریت کارآمد
مدیریت کارآمد
قابلیت رشد چشمگیر
راهبرد خروج مناسب از سرمایهگذاری
بنابراین، مهمترین شاخص در ارزیابی شرکتهای نوپا، وضعیت و کیفیت تیم مدیریتی آنها میباشد. بررسی وضعیت تیم مدیریتی به دلیل ماهیت غیرملموس آن، نیازمند تجربه و دانش فراوانی بوده و مهارتهای خاصی را میطلبد. از جمله مواردی که تیم مدیریتی باید از آنها برخوردار باشد و در این بررسیها باید به دقت مورد توجه قرار گیرد، عبارتند از:
انسجام و یکپارچگی در بین اعضای تیم
سابقه کاری مرتبط و موفق اعضا
سطح تعهد و انگیزه بالای تیم
دانش و بینش تجاری قوی اعضا
برخورداری از تمامی مهارتهای تخصصی مورد نیاز برای پیشبرد اهداف شرکت
تمایل و آمادگی برای پذیرش مشاوره و راهنماییهای تخصصی
به عنوان مثال، در بسیاری از کشورهای آسیایی، ساختار شرکتها خانوادگی است و مدیریت آنها تمایلی به ارائه اطلاعات دقیق و پذیرش مشاوره از افراد غیروابسته به خانواده ندارند. بنابراین، هدف اصلی آنها صرفاً دریافت سرمایه است، بدون آنکه از تجربه و دانش سرمایهگذاران در راستای پیشبرد فعالیتهای شرکت بهره ببرند. مسلماً، این ویژگی با اصول اولیه سرمایهگذاری خطرپذیر در تناقض آشکار قرار دارد. بنابراین، حتی وجود چنین روحیهای در تیم مدیریتی شرکتهای نوپا، نباید از دید سرمایهگذاران پنهان بماند.
خطرپذیری
اهمیت سرمایهگذاری خطرپذیر در توسعه فناوری و رشد اقتصادی، بیش از هر چیز به همین ویژگی خطرپذیری آن باز میگردد. به بیان دیگر، کارآفرینانی که دارای طرحهای نوآورانه و ایدههای خلاقانهای در ذهن هستند و به موفقیت اقتصادی آنها ایمان دارند، معمولاً به دلیل عدم دسترسی به منابع مالی کافی در مسیر حرکت و پیشرفت خود با موانع جدی روبرو میشوند و متوقف میگردند.
آنها در این مرحله برای رفع مشکلات مالی خود به بانکها و مؤسسات مالی مشابه مراجعه مینمایند؛ اما به دلایل مختلف قادر به استفاده از منابع مالی این گونه مؤسسات نیستند. از جمله موانع اصلی، درخواست وثیقههای سنگین و دیدگاه کوتاهمدت حاکم بر این گونه مؤسسات است. بنابراین، ویژگیهای خاص شرکتهای کوچک و متوسط (به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی کشورها) دریافت منابع مالی کافی از بانکها، بازارهای بورس و سایر کانالهای سنتی تأمین مالی را برای پروژههای پرخطر مبتنی بر فناوری پیشرفته بسیار دشوار میسازد؛ پس همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد، تأمین مالی خطرپذیر برای پر کردن این خلاء و پاسخگویی به این نیاز مطرح میگردد.
در چنین شرایطی، اگر آن دسته از صندوقهای مالی که با هدف کمک به توسعه فناوری تأسیس شدهاند، رویکردی ریسکگریزانه اتخاذ نمایند، به تدریج از کارکرد اصلی و واقعی خود فاصله میگیرند. چه بسا، پس از مدتی مشاهده میشود که این صندوقها عملکردی مشابه بانکها دارند؛ یعنی فعالیت آنها به اعطای وام و دریافت وثیقههای سنگین محدود شده است. پس در چنین وضعیتی همان خلاء قبلی مجدداً حاکم میشود و نوآوران و کارآفرینان واقعی، برای تحقق ایدههای خود و کمک به توسعه فناوری با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنند و در نهایت پس از مواجهه با درهای بسته، از ادامه مسیر منصرف میشوند.
خطرپذیری، به مجموعهای از شرایط وابسته است که بدون وجود آنها نمیتوان از صندوقهای سرمایهگذاری انتظار پذیرش ریسک را داشت. یکی از این شرایط، ایجاد سازوکارهای تشویقی برای کارکنان صندوقها است تا در قبال سرمایهگذاریهای موفق، پاداش دریافت نمایند و نسبت به موفقیت یا شکست آنها بیتفاوت نباشند.
متأسفانه، اداره این صندوقها در قالب سیستم بوروکراتیک دولتی در برخی کشورها (از جمله کره جنوبی) به تدریج سبب کمرنگ شدن ویژگی خطرپذیری شده است. یکی دیگر از موانع پذیرش ریسک، ناتوانی صندوقها در ارزیابی دقیق و کارشناسانه طرحهای پیشنهادی است. این ناتوانی در نهایت منجر به آن میشود که صندوقها با دریافت وثیقههای سنگین، این ضعف خود را جبران نمایند. بنابراین، خطرپذیری از ویژگیهای اساسی سرمایهگذاری خطرپذیر است و نقش بسیار مهمی در توسعه فناوری ایفا مینماید. در عین حال، باید در بررسی ویژگی «خطرپذیری»، همزمان وجود شرایط پیشنیاز آن نیز مدنظر قرار گیرد.
مشارکت در مالکیت شرکتها
به دلایل گوناگون، مشارکت در مالکیت شرکتها از ویژگیهای اصلی و ذاتی سرمایهگذاریهای خطرپذیر به شمار میرود. ارائه وام (به ویژه با نرخ بهره بالا و بازپرداخت کوتاهمدت یا میانمدت و دریافت وثیقههای متعدد) با مفهوم سرمایهگذاری خطرپذیر همخوانی ندارد و خلاء موجود در تأمین مالی پروژههای نوآورانه و مبتنی بر فناوریهای پیشرفته را برطرف نمیسازد. اگر کارآفرینان از شرایط مناسب برای دریافت وام برخوردار بودند، در وهله اول از تسهیلات بانکی استفاده میکردند.
از سوی دیگر، زمانی که صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر در مالکیت شرکتهای سرمایهپذیر سهیم میشوند، در قبال آینده آنها احساس تعهد میکنند و از تمامی ابزارهای موجود برای کمک به موفقیت این شرکتها بهره میگیرند. در همین جا موضوع ارائه مشاورههای مدیریتی و برنامهریزی و حتی استفاده از شبکههای ارتباطات شخصی در کمک به شرکتهای نوپای مبتنی بر فناوری پیشرفته مطرح میگردد. این اقدام به معنای پیوند نظاممند «ایده و تخصص کارآفرینان جوان» با «تجربه و بینش تجاری کارشناسان صندوقهای مالی» است که این پیوند، میتواند ضامن تجاریسازی موفق نوآوریهای فناوری در کشور و به عبارت دیگر، تحقق اهداف توسعه فناوری باشد.
توجه به نکات فوق، مؤید این امر است که صندوقهای سرمایهگذاری اگر بخواهند در جایگاه واقعی خود در سیستم ملی نوآوری قرار گیرند، باید کارکردهای خود را با مفهوم سرمایهگذاری خطرپذیر همسو نمایند و به عبارتی وامدهندگان منفعل نباشند و با سرمایهگذاری در مالکیت شرکتها، به طور مستقیم وارد عرصه واقعی تحولات فناوری شوند.
انگیزه سودآوری
در تعریف سرمایهگذاری خطرپذیر آمده است: «پذیرش ریسک بالا به امید کسب سود فراوان صورت میگیرد.» مسلماً، پذیرش خطر باید با انگیزه کسب سود بیشتر همراه باشد، در غیر این صورت اگر سرمایهگذاران در پی سود محدود و ناچیز باشند، میتوانند به نرخ سود بانکی یا دیگر سرمایهگذاریهای کمریسک (مانند اوراق قرضه و مشارکت) اکتفا نمایند. بنابراین، افرادی که سرمایه خود را در طرحهای نوآورانه و در عرصه فناوریهای پیشرفته در معرض خطر قرار میدهند، مطمئناً باید برنامه نسبتاً بلندمدتی برای کسب سود قابل توجه داشته باشند.
باید توجه داشت که سود مورد نظر صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر، از محل افزایش ارزش سهام مالکیت آنها در زمان فروش آن (یا عرضه اولیه آن در بازار بورس) حاصل میشود، نه از طریق درآمد جاری شرکتها. تجربه سایر کشورها در شکلگیری و تقویت صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر نشان میدهد که دولتهایی در این مسیر موفقتر بودهاند که انگیزه سودآوری را در فعالیت این صنعت به طور کامل در نظر گرفتهاند.
به عبارت دیگر، صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر، میتواند یک صنعت پویا باشد که فعالان آن علاوه بر کمک به پیشرفت فناوری و توسعه اقتصادی، افزایش ثروت خود را نیز مد نظر قرار میدهند. به عنوان مثال، در کشوری مانند آمریکا که نرخ بهره بانکی بسیار پایینی پرداخت میشود، بازگشت متوسط سرمایه بین بیست تا سی درصد در سرمایهگذاریهای خطرپذیر، آمار بسیار قابل توجهی است.
در برخی کشورها، به دلیل بیتوجهی به انگیزههای سودآوری، صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر به سطح یک کانال برای توزیع اعتبارات یارانهای در راستای سیاستهای دولتی تنزل یافته است. با اطمینان میتوان گفت که هرگاه، از انگیزه سودآوری صندوقهای مالی توسعه فناوری چشمپوشی شود، این صندوقها به تدریج از مفهوم خطرپذیری فاصله گرفته و در نهایت به پرداخت وامهای کمریسک بسنده میکنند.
یکی دیگر از موانع توجه به انگیزههای سودآوری، اداره دولتی صندوقهای سرمایهگذاری است. به این معنا که زمانی که سیستم استخدامی و ارتقای کارکنان این صندوقها از نظام بوروکراتیک دولتی تبعیت کند، سودآوری طرحهای موفق، تأثیر چندانی بر ارتقای این کارکنان ندارد؛ اما در صورت بروز تخلفاتی از سوی آنها یا شکست طرح مورد نظر، کارکنان صندوقهای دولتی مورد بازخواست قرار میگیرند. پس در بلندمدت، عدم وجود انگیزه سودآوری، صندوقها را از مفهوم واقعی سرمایهگذاری خطرپذیر دور میکند.
توجه به شرکتهای نوپا
سرمایهگذاری خطرپذیر میتواند در مراحل مختلف رشد شرکتها صورت پذیرد. این مراحل را میتوان به مراحل ابتدایی، رشد و گسترش تقسیم نمود. همانگونه که قابل تصور است، این سرمایهگذاریها شامل طیف وسیعی است که در یک سوی آن، خطر و عدم اطمینان به بالاترین حد خود میرسد و افق زمانی خروج از سرمایهگذاری نیز طولانیتر میگردد. در این مرحله (مرحله ابتدایی) معمولاً کارآفرینانی با ایدهها و نوآوریهای جالب وجود دارند و در بسیاری از موارد، حتی ساختار سازمانی مناسبی در قالب یک شرکت وجود ندارد. پس ارزیابی ظرفیت این طرحها بسیار دشوارتر بوده و نیازمند مهارتهای ویژهای است و افق زمانی سودآوری نیز حداقل به هفت تا ده سال میرسد.
در سوی دیگر این طیف، سرمایهگذاری در شرکتهای ثبات یافتهای صورت میگیرد که بنا به دلایلی در پی گسترش دامنه فعالیتهای خود هستند. مطمئناً ارزیابی ظرفیت این طرحها با توجه به سوابق موجود و ساختار سازمانی مشخص این شرکتها بسیار آسانتر است. پس خطر این سرمایهگذاریها کاهش یافته و افق زمانی خروج از سرمایهگذاری نیز کوتاهتر میشود؛ اما باید توجه داشت که بازگشت سرمایه کمتری از این گونه سرمایهگذاریها حاصل میشود و به عبارتی متناسب با کاهش خطر، از ظرفیت سودآوری نیز کاسته میشود.
همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، هرچند سرمایهگذاری خطرپذیر کل این طیف را پوشش میدهد، تأثیر آن بر توسعه فناوری و ارتقای کارآفرینی زمانی پررنگتر میشود که جهتگیری اصلی آن به سوی ابتدای این طیف، یعنی سرمایهگذاری در مراحل اولیه رشد شرکتها یا همان شرکتهای نوپا و نوآور باشد.
به عبارت دیگر، اگر بر سرمایهگذاری در مراحل اولیه تأکید شود، شکلگیری شرکتهای نوپا ارتقا یافته و این شرکتها با بهرهمندی از مشاوره و ارزشآفرینی سرمایهگذاران خطرپذیر میتوانند مسیر بهتری را طی نموده و در تجاریسازی فناوریهای نوین، موفقتر عمل کنند. پس تأمین مالی خطرپذیر شرکتهای نوپا، بسیار اقتصادیتر و مفیدتر از کمک به گسترش فعالیتهای شرکتهای معتبر قدیمی است.