از فروش آدرنالین تا سقوط ۹۸ درصدی: گوپرو چگونه امپراطوری ۱۱ میلیارد دلاری خود را از دست داد
دوربینهای «گوپرو» (GoPro) در زمان ظهورشان، فراتر از یک گجت ساده بودند؛ آنها یک انقلاب جهانی به حساب میآمدند. گوپرو این قدرت را به مردم عادی داد که به فیلمسازان حرفهای ماجراجویی تبدیل شوند و فرهنگی را پایهگذاری کرد که تماماً بر اساس هیجان و آدرنالین شکل گرفته بود. داستان صعود و سقوط خیرهکننده این شرکت، یک درس مهم در مورد نوآوری، استراتژی و گم کردن مسیر در دنیای فناوری است.
تولد یک ایده از دل امواج
همهچیز از یک نیاز شخصی شروع شد. نیک وودمن، بنیانگذار گوپرو، فقط میخواست از موجسواری خود فیلم بگیرد، اما هیچ دوربینی در بازار وجود نداشت که بتواند در برابر امواج خروشان مقاومت کند. راهحل او چه بود؟ خودش یکی ساخت و با این کار، ناخواسته یک فرهنگ جدید را بنیان گذاشت.
گوپرو با وامی ۲۰۰ هزار دلاری که وودمن از مادرش گرفته بود، متولد شد. محصول نهایی، دوربینهایی کوچک، مقاوم و ضدآب بود که دقیقاً برای دوران یوتیوب و اشتراکگذاری ویدئو ساخته شده بودند. ناگهان، هر ورزشکار، دوچرخهسوار یا ماجراجویی به یک فیلمساز تبدیل شد.
نبوغ بازاریابی گوپرو در همین بود: آنها دوربین نمیفروختند، بلکه «آدرنالین» میفروختند. تبلیغاتشان پر زرقوبرق نبود، بلکه فقط شامل فیلمهای واقعی از افراد واقعی بود که کارهای دیوانهوار انجام میدادند.
در سال ۲۰۱۴، سهام گوپرو به صورت عمومی عرضه شد و ارزش شرکت به اوج ۱۱ میلیارد دلار رسید. قیمت هر سهم به ۹۸ دلار افزایش یافت و والاستریت با هیجان، آن را «امپراطوری رسانهای بعدی» نامید.
آغاز مشکلات: رویای شکستخورده «امپراطوری رسانهای»
دقیقاً پس از عرضه عمومی سهام بود که اولین شکافها پدیدار شدند. وودمن متقاعد شده بود که گوپرو فقط یک شرکت دوربینسازی نیست. او رویای تبدیل شدن به «یوتیوبِ ورزشهای اکشن» را در سر داشت.
اما او یک اصل حیاتی را فراموش کرده بود: شما نمیتوانید یک رویا را بدون داشتن یک نقشه راه مشخص بفروشید. گوپرو میلیونها دلار صرف راهاندازی یک «واحد رسانهای» کرد که در نهایت شکست خورد. هیچ استراتژی مشخصی وجود نداشت، زیرساخت لازم فراهم نبود و توانایی حفظ مخاطب را نداشتند. آن «امپراطوری رسانهای» باشکوه، هرگز حتی متولد نشد.
تهدید پنهان: گوشیهای هوشمند از راه میرسند
همزمان با این بلندپروازیهای شکستخورده، یک تهدید بزرگ در حال رشد بود. گوشیهای هوشمند روزبهروز بهتر، قویتر و ضدآبتر میشدند. دوربین آیفون و رقبایش، دیگر تقریباً همان کارهایی را انجام میداد که گوپرو انجام میداد، اما بسیار آسانتر.
مشتریان عادی دیگر دلیلی برای خرید یک دوربین جداگانه نمیدیدند؛ چرا که یک دوربین عالی و همیشه همراه، در جیب خود داشتند.
فاجعه «پهپاد کارما» و سقوط آزاد
گوپرو به جای تمرکز بر بازار اصلی و تغییر مسیر، وحشت کرد. نوآوری در دوربینهای اصلی کند شد و شرکت به سمت تولید مدلهای بیشتر و لوازم جانبی متعدد رفت که مشتریان علاقهای به آنها نشان نمیدادند.
سپس، فاجعه «پهپاد کارما» (Karma) رخ داد. این محصول که عجولانه و برای رقابت با غول بازار یعنی DJI ساخته شده بود، یک شکست کامل بود. پهپادهای کارما به دلیل نقص فنی و قطع ناگهانی سیستم برق، در اواسط پرواز سقوط میکردند.
گوپرو مجبور شد تمام پهپادهای فروخته شده را فراخوانی کند. این اتفاق نه تنها میلیونها دلار زیان به بار آورد، بلکه اعتبار شرکت را به کلی نابود کرد.
پس از فاجعه کارما، درآمد گوپرو به شدت سقوط کرد و تعدیل نیروهای گسترده آغاز شد. آن امپراطوری ۱۱ میلیارد دلاری، در عرض چند سال به ارزشی کمتر از یک میلیارد دلار رسید؛ یک سقوط ۹۸ درصدی برای شرکتی که زمانی انقلابی بود، اما در نهایت مسیر اصلی خود را گم کرد.